اطلاعات تماس راهنمای خرید امن گزارش آگهی

مشخصات، قیمت و خرید مدارتوحش/ناتاشا آپانا/مرضیه آرمین کد 36385

ارتباط با فروشنده

جزئیات بیشتر

از متن: سوار خودرو که شدم، صدای آرام کولر بود، نرمی صندلی توی کمرم و فرشی که رویش پاهایم را عقب و جلو کردم.

استفان حرف نمی‌زد، شش‌دانگ به رانندگی ادامه داد، بدون موسیقی و در سکوت، خوشایند بود.

تمام تنم رها و پلک‌هایم سنگین شد.

هیچ مقاومتی نکردم.

بیدار که شدم، داخل خودرو تنها بودم.

بلند شدم و کوله و جای زخمم را ورانداز کردم.

نمی‌دانم چرا هر وقت بیدار می‌شوم همین کار را می‌کنم.

می‌دانم جای زخمم همیشه همین جا هست اما نمی‌توانم جلوی خودم را بگیرم و این خط ورم‌کرده را که از روی صورتم عبور کرده ورانداز نکنم.

شاید هر روز صبح توهم این را دارم که به گذشته بازگشته‌ام، به گذشته‌ام پریده‌ام و این جای زخم چیزی جز خوابی بد نیست یا شاید می‌ترسم بزرگ شده باشد، که درازتر شده باشد، که چشمم را برای همیشه ببندد و دورتادور سر و بدنم را فرا بگیرد.

مثل همان کابوسی که همیشه می‌بینم، که پشه‌بند تختم تبدیل به ماری می‌شود و دورم حلقه می‌زند و خفه‌ام می‌کند.

خودرو کنار خانه‌ای زیر سایه درخت شعله‌فام پارک شده بود.

اطرافم را نگاه کردم،‌ هیچ‌کس نبود.

مدتی بی‌آنکه بدانم چه بکنم همان جا ماندم.

هر لحظه ممکن بود استفان برگردد.

باغ خانه با پرچینی از بامبو محصور شده بود.

چند بوته و گلدان در حیاط بود.

اینجا و آنجای انتهای باغ چند اسباب‌بازی با رنگ‌های شاد، قرمز، سبز، زرد بود.

با احتیاط از خودرو پیاده شدم و یک دستم را روی دستگیره نگه داشتم.

هوا گرم بود اما خبری از کوره غزه نبود.

هوا را با بینی‌ام فرو دادم اما هیچ بویی نمی‌داد.

خیلی خوب بود.

صدای پرندگان را بالای سرم می‌شنیدم، از کمی دورتر هم؛ از انتهای باغ، از آن سوی پرچینِ بامبو، از پشت سرم، فراتر از آن، از هر طرف، پرندگان چهچهه می‌زدند.

شهر کتاب اهواز .

سامانه جامع مقایسه قیمت و جستجوی محصولات مشتریان راشین وب با بیش از 340000+ کالای متنوع از بیش از 13000 فروشنده در سرتاسر کشور

دانلود اپلیکیشن راشین کالا از کافه بازار دانلود مستقیم اپلیکیشن راشین کالا