اطلاعات تماس راهنمای خرید امن گزارش آگهی

مشخصات، قیمت و خرید شمایل مانا/مختارپاکی کد 41469

ارتباط با فروشنده

جزئیات بیشتر

شهر کتاب اهواز به روایت در روایت یک خانواده در طول نزدیک به هفتاد سال (از دهه دوم شمسی تا دهه هفتم) در سه نسل می‌پردازد.

داستان با راوی اول شخص (سیاوش) شروع می‌شود که موقعیت جانباز شدن خود (سمت راستش فلج شده است) را شرح می‌دهد.

پدر سیاوش «مانا» است، که پدر او نیز کربلایی «قادر» خاتم‌ساز بوده است.

کربلایی قادر صنعتگر، با ندانم‌کاری و ساده‌دلی و با پول بخت‌آزمایی و به واسطه نذر، تنها پسرش «مانا» را به کربلا می‌برد تا در آنجا، هفت سالگی مانا را با تراشیدن موهای سر و عوض کردن اسم او (مانا) که نه پسرانه است و نه دخترانه، برگزار کند.

.

.

.

.

مانا شد قوچ جنگی، توی سربازی مدال بوکس گرفت.

بعد هم که افتاد توی کار عتیقه‌فروشی.

با سرهنگ سالار که تو انقلاب یکشبه مؤمن شده بود.

حالا هم با چند نفر از کله‌گنده‌ها شریک است.

می‌خرند، می‌برند به کشورهای خارجی می‌فروشند.

اینکه چه جور می‌خرند و چه جور از ایران خارج می‌کنند، بماند.

خودشان اسمش را گذاشته‌اند کسب.

خانه کوچه چناری را هم که با هزار دوز و کلک از دست بچه‌های کوکب خانم درآوردند، گفتند کسب.

باید مانای دوازده سیزده ساله را می‌دیدی تا بفهمی چه می‌گویم.

او کجا، این مانا کجا.

.

.

دایی مانایی که می‌شناسی: زورگو، غریبه، دور.

دور خیلی دور.

.

.

.

.

.

گاه به گاه فکرهای بد هم به سرم می‌آمد.

.

آن آخرها که خواب خواب هم نبود.

یعنی بیدار بودم، منتها خودم را به خواب می‌زدم.

به‌خصوص وقت.

.

.

همیشه سر و کله دخی توی خوابهام پیدا می‌شد و همیشه بعدش گریه می‌کردم.

.

.

دخی چهارده سالش شده بود.

هنوز گوشش تیز بود.

صدای هواپیماها و موشکهای عراقی را چند ثانیه زودتر از دیگران می‌شنید.

.

.

.

سامانه جامع مقایسه قیمت و جستجوی محصولات مشتریان راشین وب با بیش از 340000+ کالای متنوع از بیش از 13000 فروشنده در سرتاسر کشور

دانلود اپلیکیشن راشین کالا از کافه بازار دانلود مستقیم اپلیکیشن راشین کالا